مسیح را دستگیر و به صلیب کشیدند! یا خداوند او را نزد خود به آسمان برد!؟
آن چه می دانیم بیشتر شر به پا می کند تا آن چه نمی دانیم
عشق گندم مقدس بود
گاه بهار و سبز
گاه تابستان و خوشه
گاه پاییز و آبی
گاه زمستان و دیمی
و زندگی شراب مقدس
گاه قرمز
گاه سفید
گاه تلخ
گاه شیرین
و ما قلب گرسنه
و ما دهان تشنه
*مجموعه شعر " روی اعصاب خط خطی زمین " از سهیلا امین اجلاسی
چون سلاح و جهل جمع آمد به هم
گشت فرعونی جهان سوزْ از ســتم
چون سفیهان راست این كار و كیا
لازم آمــد یــقــتلــون الانـبــیا
چون قــلم در دست غــدّاری بـود
لاجــرم مـنصور بـَـر داری بــود
زمین معرکه ی عشق حسین است
خدا را به آسمان ها بردند و بشر زمینی بی خدا ماند
از آن پس، بشر برای دیدن خدا باید به آسمان ها برود
شاید کندن چند علف هرز به نظر بی رحمانه بیاید
ولی فرصتی برای حیات گل سرخ به وجود می آورد.
من از آن حسن روز افزون که لیلی داشت دانستم
کـه عـشق از پـرده ی عـصمـت بـرون آرد زلـیـخـا را
" ادب از که آموختی؟ "
یعنی : بی ادب که باشیم،
بقیه از ما ادب یاد می گیرن؟!
اغلب مردم با چنان عجله و شتابی به سوی داشتن یک
"زندگی خوب"حرکت می کنند که از کنار آن رد می شوند!


