تبليغاتX
* دی *

* دی *


مسیح را دستگیر و به صلیب کشیدند! یا خداوند او را نزد خود به آسمان برد!؟


+نوشته شده در دوشنبه شانزدهم اسفند 1389ساعت10:58توسط محمّدرضا جابری |

آن چه می دانیم بیشتر شر به پا می کند تا آن چه نمی دانیم


+نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم بهمن 1389ساعت23:58توسط محمّدرضا جابری |
 

عشق گندم مقدس بود

گاه بهار و سبز

گاه تابستان و خوشه

گاه پاییز و آبی

گاه زمستان و دیمی

و زندگی شراب مقدس

گاه قرمز

گاه سفید

گاه تلخ

گاه شیرین

و ما قلب گرسنه

و ما دهان تشنه

 

*مجموعه شعر " روی اعصاب خط خطی زمین " از سهیلا امین اجلاسی

 

 

+نوشته شده در سه شنبه پنجم بهمن 1389ساعت15:12توسط محمّدرضا جابری |

چون سلاح و جهل جمع آمد به هم

گشت فرعونی جهان سوزْ از ســتم


چون سفیهان راست این كار و كیا

لازم آمــد یــقــتلــون الانـبــیا


چون قــلم در دست غــدّاری بـود

لاجــرم مـنصور بـَـر داری بــود


+نوشته شده در شنبه چهارم دی 1389ساعت9:5توسط محمّدرضا جابری |

زمین معرکه ی عشق حسین است


+نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم آذر 1389ساعت15:16توسط محمّدرضا جابری |

خدا را به آسمان ها بردند و بشر زمینی بی خدا ماند

از آن پس، بشر برای دیدن خدا باید به آسمان ها برود


+نوشته شده در یکشنبه چهاردهم آذر 1389ساعت22:59توسط محمّدرضا جابری |

شاید کندن چند علف هرز به نظر بی رحمانه بیاید

ولی فرصتی برای حیات گل سرخ به وجود می آورد.


+نوشته شده در شنبه بیست و نهم آبان 1389ساعت12:43توسط محمّدرضا جابری |


من از آن حسن روز افزون که لیلی داشت دانستم

کـه عـشق از پـرده ی عـصمـت بـرون آرد زلـیـخـا را


+نوشته شده در شنبه یکم آبان 1389ساعت13:58توسط محمّدرضا جابری |
ادب آداب دارد

" ادب از که آموختی؟ "


یعنی : بی ادب که باشیم،


بقیه از ما ادب یاد می گیرن؟!


+نوشته شده در یکشنبه هجدهم مهر 1389ساعت22:51توسط محمّدرضا جابری |


اغلب مردم با چنان عجله و شتابی به سوی داشتن یک 


"زندگی خوب"حرکت می کنند که از کنار آن رد می شوند!

+نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم شهریور 1389ساعت16:8توسط محمّدرضا جابری |